If It Be Your Will

from The Essential Leonard Cohen

If it be your will
That I speak no more
And my voice be still
As it was before
I will speak no more
I shall abide until
I am spoken for
If it be your will

If it be your will
That a voice be true
From this broken hill
I will sing to you
From this broken hill
All your praises they shall ring
If it be your will
To let me sing
From this broken hill
All your praises they shall ring
If it be your will
To let me sing

If it be your will
If there is a choice
Let the rivers fill
Let the hills rejoice
Let your mercy spill
On all these burning hearts in hell
If it be your will
To make us well

And draw us near
And bind us tight
All your children here
In their rags of light
In our rags of light
All dressed to kill
And end this night
If it be your will

.If it be your will

 

دانلود کنید 

Another Brick in the Wall

We don't need no education
We don't need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teachers leave the kids alone
Hey teachers leave the kids alone
All in all it's just another brick in the wall
All in all it's just another brick in the wall




We don't need no education
We don't need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teachers leave the kids alone
Hey teacher leave the kids alone
All in all you're just another brick in the wall
All in all you're just another brick in the wall

 

(Pink Floyd: (The Wall   
           

                        

 

چهره ی فتوژنیک من!

 

عکسم رو با ذوق و شوق گذاشتم اینجا. هزار تا کامنت برام اومد که این چه عکسیه! برش دار! کلی هم تو کلاس بهش خندیدند!گفتم امروز به محض اینکه برسم خونه حذفش میکنم. بعضیها میگفتند نه بذار ما هم بریم ببینیم بخندیم بعد برش دار!

البته منظورشون این بود که خوشگلی ـ چشمت میزنند!

حالا که اینطور شد همون گنبد سلطانیه بهتره.

هر کی از این به بعد به عکس من بخنده بقول کورین* ظرف ۲۴ ساعت میمیره یا مریض میشه!!!

 

* نام کاراکتری در "جنگل واژگون" سالینجر

نام من عشق است ایا میشناسیدم؟



خيال خام پلنگ من به سوی ماه جهيدن بود
...
و ماه را ز بلندايش به روی خاک کشيدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسيدن بود

***

گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظه ی ديدارت
شروع وسوسه ای در من به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيم آری موازيان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز به يکدگر نرسيدن بود

اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دميدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به کام من
فريبکار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود

***

چه سرنوشت غم انگيزی که کرم کوچک ابريشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پريدن بود

 

                                      حسین منزوی

 

 


پابلو نرودا

به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر سفر نکني،
اگر کتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نکني.


 به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
زماني که خودباوري را در خودت بکشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو کمک کنند.


به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر برده‏ي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يک راه تکراري بروي
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي

اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نکني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکني.


تو به آرامي آغاز به مردن مي‏کني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چيزهايي که چشمانت را به درخشش وامي‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌کنند،
دوري کني . .. .، 


تو به آرامي آغاز به مردن مي‌کني
اگر هنگامي که با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نکني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نکني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
که حداقل يک بار در تمام زندگي‏ات
وراي مصلحت‌انديشي بروي . . .
-
امروز زندگي را آغاز کن
!
امروز مخاطره کن!


امروز کاري کن!
نگذار که به آرامي بميري
!
شادي را فراموش نکن