فرهاد

شبي تاريك.

در دشت تنها صفير گلوله.

در جاده تنها نفير باد.

در دوردست، نور ستاره ها به خاموشي ميگرايد.

شبي تاريك.

ميدانم بيداري و در بستر جوانيت،

پنهاني اشكهايت را پاك ميكني.

چقدر عمق چشمان شيرينت را دوست دارم.

چقدر دوست دارم و ميخواهم چشمانت را.

شب تيره

مارا از هم جدا ميكند.

و ميان ما، دشتي تاريك و هولناك،

دامن گسترده.

تو را باور ميكنم.

وهمين باور

در باراني از گلوله ها

جانم را نجات بخشيده.

در اين نبرد مرگبار

خوشحال و ارامم.

چون ميدانم هر چه مرا پيش ايد،

تو با عشق استقبالم خواهي كرد.

از مرگ نميهراسم.

بارها، بس بسيار با او روبرو شده ام.

و اكنون

واكنون نيز، گويي در برابرم ميرقصد و ميرقصد.

تو به انتظارم هستي.

و در بستر جوانيت بيدار.

و براي همين ميدانم كه

 هيچ اتفاقي، هيچ اتفاقي برايم نخواهد افتاد.

براي همين ميدانم،

كه هيچ اتفاقي برايم نخواهد افتاد.

Vocabulary Lesson - currant vs. current

!These words sound the same…but be careful with the different meanings

Currant (n) = a small round red or black-colored berry

".I bought a jar of black currant jam"

".My mom makes the best red currant pie"

:Current has two meanings

Current (adj) = happening or existing NOW

".My current boyfriend is an engineer"

"?What is the current news on the Haitian earthquake"

Current (n) = a stream or movement of something like electricity or water

".There is a strong current at the beach this morning. I would not go swimming if I were you"

".There is a 60 amp current of electricity going through that wire"